نوشت، يا تحرير كرد. اين رساله بهنام رسالهٴ قوانين و آداب دولت انگليس، نهتنها براي ملت انگليس و مردم انگليسيزبان سراسر جهان كه ميراثخوار نهادهاي انگليسي هستند داراي اهميت خارقالعادهاي است، بلكه در عين حال مرزي است در سير تكامل حقوق؛ چون پس از تجزيهٴ امپراتوري روم، بهاستثناي احكام گراتيان، اين نخستين رسالهٴ حقوق منظم بود. سيماي جالب رسالهٴ گلانويل، انگليسي بارز بودن آن است، كه در آن آنچه از حقوق رومي وام گرفته شده است جز چند تعريف نيست.
اين همزماني تقريبي، معرفي حقوق مدني در انگلستان و تدوين اصولي قانون عرف موقعيت عجيبي پديد آورد. از آنجا كه دانشگاهها هوادار حقوق مدني بودند، بهمرور ايام مدرسههاي خاصي براي تدريس قانون انگليس ايجاد شد.1 بدينترتيب، اين مدرسهها از تأثيرات جهاني، كه همراه با گرايشهاي طبيعي آنان رشد ميكرد، حمايت ميكردند. اين مطالب، از جمله، معلوم ميسازد كه چرا حقوق انگليسي (مانند اسكاتلند) تحتتأثير نهضت حقوق رومي در سدهٴ شانزدهم، قرار نگرفت.
6. اسپانيا. قانون شكار سانچوي ششم ال سابيو، پادشاه ناوار، بهخاطر اهميتي كه ازنظر تحقيق در بازداري دارد قبلاً ذكر شد.
7. اسكانديناوي. اسوند آگسن مورخ دانماركي قوانين كنوت كبير، پادشاه انگليس و دانمارك و نروژ را بهلاتيني ترجمه كرد.
8. هند. هماكاندرا لغتنويس بزرگ رسالهٴ مفصلي دربارهٴ حقوق و سياست جانبي بهزبان پراكريتي نوشت.
9. خلاصه. بنابر گزارش من، جالبترين محصولات اين عصر، رسالههاي بازرگاني جعفربن علي و عبدالرحمن بن نصر، فرمانروانامهٴ جان ساليسبوري و رسالهٴ رانولف دوگلانويل بود.
ولي بهتر است خواننده بهخاطر داشته باشد كه گزارش من راجع به اين موضوع بيشتر جنبهٴ نمونه و مثال را دارد تا شرحي جامع، و بايد از نتيجهگيري براساس آن خودداري كرد؛ بيشتر بهخاطر اينكه اين دوره، عصر فعاليت شديد بازرگاني و بازسازي اجتماعي بود. اين بازسازي، كه تا حدي ميتوان آنرا انقلاب ناميد، مرهون توسعهٴ شهرها بود، كه بسياريشان از اعتبار زيادي برخوردار شده بودند. اين توسعه مستلزم پيدايش طبقهٴ جديدي از مردم بود، بورژواها، بانكداران، بازرگانان توانگر، و غيره. شهركها با سرعت زيادي در فلاندر، ايتالياي شمالي، آلمان، فرانسه و انگلستان رشد ميكردند. نخستين شناسايي قانوني شهر لندن مربوط به سال 1191، است.
موضوعهاي زير براي تجسم فعاليت اقتصادي و نوآوريهاي ناشي از آن كافي است. در